خرید بک لینک

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 19:53

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 19:53

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 19:53

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 19:53

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 19:53

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 19:53

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 19:53

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 19:53

  بعضیا با خودشون درگیرن. یعنی به نوعی خوددرگیری دارن. آدم اینا رو می بینه  به خودش امیدوار میشه واقعا که هرچی باشم سالمم. من همیشه از حاشیه  بدم میومده، هیچوقت تو دوستیام هرچند مجازی واسه کسی کم نذاشتم.  مشکلی بوده حرفیم زده شده دعوایی نکردم بحثی نکردم بالغانه رفتار کردم. ولی متاسفانه هرکس این توانایی رو نداره. عزیزم مشکلت ُ گفتی گفتم اوکی، مشکلی بوده منم گفتم. چته چرا وحشی بازی درمیاری؟ خداییش از وقتی یادم میاد بلاگ داشتم اولین باره یه همچین رفتار عجیبی می بینم. خدا رو بازم شکر میکنم که این روزا داره نقاب خیلی ها رو از رو چهره شون میندازه برام که  بشناسمشون. هرکی هر توهینی میکنه نشونه ی شخصیتشه، نشونه ی  تربیت خانوادگیشه. خداروشکر دوستام من ُ میشناسن، نیازی به هیچ توهینی ندارم تا عقده هام ُ مث بعضیا خالی کنم. بگذریم، من انقدر چیزا سرم اومده این روزا که این موضوع واسم در حد شوخی ُ خنده ست. فقط لطفا " هیچ کس حتی شما دوست عزیز " راجع به این مسئله که چی شده سوالی نکنین چون واقعا انقدر درگیری دارم که حوصله ی حرف زدن راجع به یه آدم بی ارزشُادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 19:53

  من اصلا آدم کینه ای نیستم.. میلم به بخشش خیلی بیشتر از میلم به انتقامه. شاید اون لحظه که یه رفتار خیلی بد می بینم عصبانی شم ُ جوابش ُ بدم یا اینکه به خدا واگذارش کنم - که خدا قطعا بهترین انتقام گیرنده ست ُ همیشه انتقامم ُ گرفته - ولی من ازش گذشتم. به احترام ساعت هایی که با هم حرف میزدیم به هم دلداری می دادیم واسه هم مایه می ذاشتیم. هرچند هنوزم برام غیرقابل  درکه یه آدم چطور میتونه سر یه چیز مسخره هرچی از دهنش درمیاد به دوستش بگه!! حرفای زشت.. ولی به هرحال میگذرم و میگم اشتباه کرده به هردلیلی بوده مهم نیست. قطعا من ُ نشناخته که این رفتار رو داشته. ولی من هیچوقت انتظار یه همچین رفتاری ُ ازش نداشتم یعنی توی خوابمم هم نمی دیدم فکر  میکردم خیلی فهمیده تر و با شخصیت تر از این حرفا باشه. فکر میکردم دوستای خوبی برای هم خواهیم بود. It doesn't matter.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 19:53

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 21:00

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 21:00

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 21:00

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 21:00

            امروز صبح قرار بود زود بیدار شم که برم عکسم ُ بگیرم ُ کارای پاسم ُ کنم، منتها نتونستم ُ دیدم تا برم اونجا بسته چون پنج شنبه ست زود می بندن و واقعیتش این که اصلنم حوصله حاضر شدن ُ بیرون رفتن نداشتم  این شد که برگشتم تو تخت ُ خوابیدم :))  بعد با چی بیدار شدم؟ با صدای زنگ خونه مون که فهمیدم پستچیه و دعاهام رو آورده :)) دیگه از خواب دل کندم ُ رفتم سراغشون.. با مامان ُ برادرم خوندیمشون یه جاهاییش ُ متوجه نشدم که دونه دونه عکس گرفتم ُ از خانومه پرسیدم گفت که شب بهم توضیح میده. مشکلی که ایجاد شد اینه که یکیشون ُ که چسب  داشت اومدم با چاقو پاره کنم یه قسمت کوچیک کاغذ که روش دعا نوشته بود پاره شد   ولی باز خداروشکر جدا نشد. دعاشم انگار با زعفرون نوشته بود.. نمی دونم دیگه اگر مشکل ایجاد کنه شاید دعا رو تو تلـه بم بده خودم دوباره بنویسمش. یه دعاییم بود بینشون که نوشته بود برای گشایش بخت!! من  گشایش بخت نخواسته بودم خودش گفته بود در کنار باطل السحر باید گشایش هم بگیری که راحت بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین نیک‌فر تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 21:00

صفحه بندی